تبليغاتX
گل مریم
گل مریم

 

نوشته شده در تاريخ جمعه ششم آذر 1388 توسط نسیم |

داشتن مدیر زن  اونم برا ما خانما یه سری عیب و یه سری حسن داره . اجازه بدین اول  ولوم آهنگ شادمهر رو که داره میگه : " من برای با تو بودن پراز عشق و خواهشم . واسه بودن کنارت، تو بگو به هر کجا پر می کشم"  کمتر کنم  . خب حالا تمرکزم بیشتره ... ببخشینا ...

داشتم عرض می کردم . چی می گفتم ؟؟؟ آهان راجع به معایب و خوبیهای یه خانم مدیر :

اندر معایب :

چه حالی می گیره وقتی سر صبح شنبه با سگرمه های در هم وارد میشه وبعداز یه سلام کلی ، میره سراغ سین جین کردن تک تکمون . ما هم غافل از اینکه شب قبل با همسر عزیزش درگیر بوده،  یه ریز ، زیر لب غر می زنیمو آرزو داریم زود سر ظهر شه و سایه سنگینشو از رو سرمون برداره.

 

چه ضد حالیه که یهو مثل اجل معلق بالای سرت بیاد و به نکته نکته ترجمه ت ایراد بگیره . اونم ایرادای صد من یه غاز.

 

مگه میشه اخلاقشو تحمل کرد وقتی از جامعه مترجمان بخشنامه میاد که باید تعرفه ها مقابل دید مشتری باشه .

 

دیگه اصلا قابل تحمل نیست که یهو می زنه به سرشو اعلام میکنه همه گوشیها خاموش .  چرا؟؟؟؟ نمیدونم.

 

با صد من عسل هم نمیشه خوردش وقتی به محل کار شوهره زنگ می زنه و آقا پیداش نیست و حتی گوشیشو هم جواب نمیده.

 

القصه

هر آدمی معایبی داره اما کنارش محسناتی نیز داره :

 

عجب حالی میده وقتی اول صبح با روی خوش وارد میشه و یکی یکی سلام می کنه و احوالی میگیره و دوتا شوخی و دوتا خنده و یه ریز از مهمونی قشنگی که شب قبلش با شوهره رفته میگه .

 

مگه بهتر از اینم داریم که با یه خسته نباشی بیاد سراغتو بابت ترجمت ازت تشکر کنه و دعوتت کنه به یه ناهار.

 

شیرینی لبخندش  وقتی خودشو نشون میده که لوح تقدیر حضور در نمایشگاه بین المللی تو دستشه و به خودشو پرسنل فداکار و اکتیوش می باله (خانمی قابل شمارو نداشت فقط انجام وظیفه بود).

 

نمی تونم لذت این لحظه رو نادیده بگیرم که از یه اس ام اس خوشش میاد و برا همه سند میکنه و از بقیه هم می خواد تا اگه پیامک و یا بلوتوث قشنگی دارن براش سند کنن.

 

از برق شادی نگاهش نمی تونم بگذرم وقتی شوهره بهش زنگ می زنه و دعوتش میکنه به یه ناهار دو نفره . اونم تو یه روز قشنگ بارونی. به به به

 

چه خوشمزه س وقتی یهو هوس لواشک و چیپس و پفک و درت مکزیکی و شیرینی دانمارکی میکنه و در یک اقدام ناگهانی میز ریاست میشه پر از تنقلات . بعدشم یه چای خوشرنگ با طعم بهار نارنج . (جدا جای همتون سبز )

اما اما اما :

قشنگترین و لذت بخش ترین لحظه زمانی هست که حقوق یک ماه زحمت و تلاش رو یکی یکی و با احترام تقدیم می کنه . بدون یک ریال اضاف یا یک ریال کم. دمش گرم خیلی مرده به خدا. دوسش دارم خودشو ضد حالاشو و مهربونیاشو.

 همیشه شاد و خوشبخت باشی عزیزم .

.

.

.

 

نتیجه اخلاقی : وقتی پای لواشک و چیپس و پفک میاد وسط ریاست میاستو،  کلاس ملاسو بی خیال . راحت باش

 

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم آذر 1388 توسط نسیم |

" زیباترین حکمت دوستی به یاد هم بودنه ...نه کنار هم بودن "...

خوب مثل بچه آدم بگو دوری و دوستی

به نظر شما آیا کنار هم بودن به قشنگ تر شدن این دوستی کمک نمیکنه ؟


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و دوم آبان 1388 توسط نسیم |

یکی از همین شبا که تازه چشام گرم شده بود با صدای یه اس ام اس از خواب پریدم . پیامک رو که خوندم هم تعجب کردم هم عصبانی شدم  . تعجب از اینکه چی شده  " همراه اول"  بالاخره بعد از اون همه اس ام اس های تهدید آمیز که آخر هر دوره سند می کرد ، ایندفعه از پرداخت به موقع قبض، اون هم به صورت غیر حضوری تشکر کرده . خیلی عصبانی بودم  می خواستم جوابش بدم : تو هم خروس بی محلی ها . بیا و مردونگی کن  و  به جبران بد خواب کردنم اسممو ببر تو لیست برندگان خوش شانس و خوش حساب  این دوره .

به خودم گفتم بی خیال بابا!! کدوم دفعه و کجا برنده شدی که این دفعه دومت باشه. پتو رو کشیدم رو سرم و رفتم تو عالم خواب .

چقدر سخته که ساعت 3 نیمه شب بعد از انجام یه ترجمه سنگین تازه خوابت برده باشه و قرار باشه 2- 3 ساعت بعدش بیدار شی و یه روز سخت کاری رو شروع کنی یهو یه اس ام اس بیاد. اگه گفتین از کی و کجا ؟؟؟  بــــــــــــــــــــــــــــــــــله !!! از هاکوپیان ارائه دهنده کت و شلوارهایی مطابق با آخرین مد دنیا .

آخه شما قضاوت کنین اون موقع شب کی به کت و شلوار فکر می کنه . از من گذشته حتی شیک پوش ترین و جنتلمن ترین مردا و پسرا هم اون موقع 7 تا موش مرده رو خواب دیدن.

و اینکه خواب امروز بعد از ظهرم هم با یه پیامک از یه دوست شیطون و دیووووونه خراب خراب شد. وقتی جواب دادم از خواب بیدارم کردی . خیلی ریلکس و راحت جواب داد: دلم می خواد... اون لحظه شانس آورد که دم دستم نبود وگرنــــــــــــــــــــــــــــــــه !!!!!هیچی بابا !!! خودش می دونه چیکارش می کردم.

خلاصه امان از دست مخابرات و مخابرات چی ها . 

تذکر: لطفا در هنگام خواب (حالا فرقی نداره صبح ظهر شب ) حتما گوشیهاتونو خاموش کنین و بی خیال دنیای دیجیتال به عالم رویاها پرواز کنین . (وای چه رمانتیک شد ) بابا ای ول .

شب خوش

نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفدهم آبان 1388 توسط نسیم |

دعاي خالصانه يك بچه!

خدای مهربون
لطفاً برای خانمای فقیری که
توی کامپیوتر بابام هستن
لباس بفرست

نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم آبان 1388 توسط نسیم |

بازی زندگی اون نیس که تاس خوب بیاری

بلکه

اینه که تاس بد رو خوب بازی کنی

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفتم آبان 1388 توسط نسیم |
Blog Skin